1'>امام و 1 و (شعر امام)
شعر امام بیاری از عناصر شعر حافظ را در خود انباشته و شاید به امانت گرفته است
مثل ساغر و جام وفا و یار - صوفی ، محتسب ، شیخ
لحن امام در این عناصر بکار گرفته عجیب است بسیار نزدیک به حافظ است ودر این مقال پنداری درویش خانقاهی و فقیه و ادیب نمیشناسد
از دلبرم به بتکده نام ونشان نبود
در کعبه نیز جلوه ای از او عیان نبود
در خانقاه ذکری از ان گلعذار نیست
دردیر ودر کنیسه کلامی از ان نبود
درمدرس فقیه بجز قیل و قال نیست
در دادگاه هیچ از ان دلستان نبود
در محضر ادیب شدم بلکه یا بمش
دیدم کلام جز زمعانی بیان نبود
یک قطره ای زجام تو ای یار دلفروز
ان میدهدکه در همه ملک جهان نبود
دیوان امام مضحون از غزلهای وصالی و فاقی است و طعنه ها به شیخ و مدرسه و خانقاه و عارف اگر امام را در اوج مدارس فقهی به چشم خود نمیدیدیم همان ایرادات که بر حافظ و خیام می اورند امروز همانها را در باره اما م و شعر او که ساده لوحان دارند ما در باره امام داشتیم
من نیز با یکی دو گل اندام سیم تن
بیرون روم بجانب صحرا به عیش و نوش
حیف است این لطیفه عمر خدای داد
ضایع کنم به دلق ریایی و دیگجوش
دستی به دامن بت مه طلعتی زنم
اکنون که حاصلم نشد ازشیخ خرقه پوش
از قیل و قال مدرسه ام حاصلی نشد
جز حرف دلخراش پس ان همه خروش
حالی به کنج میکده با دلبری لطیف
بنشینم و ببینم از این خلق چشم و گوش
دیگر حدیث از لب (( هندی)) تو نشنوی
جز صحبت صفای من و حرف میفروش
امام گاهی در اشعارش تخلص هندی را بر میگرید که مناسبت ان ب نگارنده معلوم نشد جز این ک دشمنان گاهبی ایشان ذا به هندی میخواندند
اما رسم تخلص را در همه حا بجا می اورده و خود را در ان گرفتار نکرده است
امروز شخسیت مذهبی امام بر کسی پوشیده نیست و لی اگر چندی بگذرد و کسی ا ر همین نوجوانان و ایندگا ن دیوان ایشلن را بکشاید و چشمش به این ابیات بیفنتد چه خواهد گفت
با موبدان بگو ره ما و شما جداست
ما با ایاز خویش و شما با نماز خویش
چرا ؟ زیرا درد جامعه اسلامی از زمان حافظ دوا نشده بلکه بدتر هم شده است
و درد امام درد اسلام است و کشور های اسلامی و دست کثیف استعمار که گلوی کشور های اسلامی را میفشاردو و چنگال خون الود امریکا که تمام منابع کشور های اسلامی بلکه جهان را غارت و چپاول میکند و ذره ای ترس از خدا و شرم از خلق خدا در وجودش نیست
برچسب:
نویسنده: یلدا رنجبر