مشق خاطره
میشود شب به سحر مشق نوشت
مشق خدا
شهدا را هرشب هجی کرد
تخته را پاک زهر وسوسه کرد
میشود مشق نوشت
مشق ابادی و ازادی شهر
مشق پیران صبور
مشق مردان دلیر
مشق زنهای عزیز
******
میشود شب به سحر مشق نوشت
قید خواب و خور و رسوایی زد
میشود دست به شیدایی زد
گچ رنگی میخواهی یا که سفید
میشود مشق نوشت
همه جا شربت داد
میوه و گل همه جا پخش نمود
شیر و خرما چه صفایی دارد
وقت افطار و سحر
کاش پهلوی تو بودم همه شب
کاش پهلوی تو بودم همه روز
******
میشود دست گرفت با اقاقی با باغ
با قناری با زاغ
میشود زمزمه کذد
پر پرواز کبوتر باقی است
شمع ایستاده هنوز
اب پیداست به دریا چه ذهن
ساحل عشق صفایی دارد
اخر این ملک خدایی دارد
بگذریم ساده و بی رنگ و ریا
گذر از باغچه کرد
همه گلها را بو سید
همه خاطره ها بویید
برچسب:
نویسنده: یلدا رنجبر