ادب و سیاست 1
در اغاز عرض کردیم که او ادب و سیاست و دین و خدا و خلق داشت و از هر یک گوهری فراخور و شایسته خوبان تهیه کرده بود . گاهی هم شعر را به خدمت سیاست میگرفت
از ان جمله مسمط او که در وصف امام زمان و مرجع عصر ایت الله عبد الکریم حائری یزدی سروده بود و در عین طبع ازمایی و هنر نمایی بسیار باشکوهی است با ان تر جیع بند به نقطه عطف که براستی لطیف و زیبا و دلکش است و در عین حال مملو ار مطالب فلسفی و سیاسی است در قطعات و رباعیات و بهریه و غزلها مانند
خار راه منی ای شیخ ز گلزار برو
از سر راه من ای رند تبهکار برو
خانه کعبه که اکنون تو شدی خادم ان
ای دغل خادم شیطانی از این دار برو
که شک نیست در وصف خادم الحرمین عرب سعود و ال او است که طوق رسوایی و اسارتش در نزد امریکا و نو کر صفتی اش نزد مردم خاص و عام امروز پیداست و از همین بیت کاملا واضح است او سر دار ز مان و امام مبارزان و مرشد عاشقان و سالکان و حقسیقت جویان بود
او اندیشه از غاقبت کار و و سر انجام راه و ارزوی عافیت نداشت
مدام می فرمود ما ماموریم به ادای وظیفه نه نتیجه
او از فقه و شعر و 1 و شرح دعا و انواع قالبهای شعر و مضمونهای متفاوت کارش خدمت برای اسلام بود چه از زندان سر در بیاورد چه تبعید شود چه تحریر الوسیله بنویسد و چه رباعی یا غزل و ...
شعر های امام
امام درخجم گفته های نو رانی خویش مجالی هم برای گفته های اذیبانه نهاده بود کلام ا در اذهان به حافظ تداعی می نمود که پر است از ایهام و طنز نقادانه و نیشدار و بهره برده از تضاد هایی که دل اهل معرفت را می لرزاند گاهی انقدر ساده است که به نثر شباهت پیدا میکندگویی نثر است نه شعر و چنانچه بخواهی در ان بیندیشی انگار هر گز به انتها نمیرسی و شاید چیزی از ان دستگیرت نشود
ایکاش دوست درد دلم را دوا کند
گر مهربانیم ننماید جفا کند
با گیسوی گشاده سری زن به شیخ شهر
بگذار شیخ مذهیب رندان رها کند
با موبدان بگو ره ما و شما جداست
ما با ایاز خویش و شما با نماز خویش
دست افشان به سر کوی نگار امده ام
پای کوبان به سر نغمه تار امده ام
ص137
صوفی و خرقه خود،زاهد و سجاده خویش
من سوی دیر مغان نغمه نواز امده ام
اگر سبک و قیاس و روش هر دو سخنور را کنار بگذاریم گویی دو شاعر در یک عصر می زیسته انداز بس کلمه های بکار بده شده و اسلوب دو شاعر نز دیک به هم است
امام از قالبها و وزن های متنوع استفاده میکند شعر او شعر با فلسفه عمیق اصالت وجود و وحدت وجود اسلامی را در خود دارد همان که سعدی هم بی ان بیان خویش را اراسته است و همان که شاعران سترگ با بیانی دلنشین و شیوا سروده اند سهل و وممتنع
به نظر میرسد امام میان واژ گان نظری خاص به واژه بیمار دارد هم به واژگان غمزه -- نیزه و نگاه و تنوجه و دوست
در باره بیماری
من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار ترا دیدم و بیمار شدم
یا
پیش من هیچ به از لذت بیماری نیست
تا به بیماری چشمان تو بیمار شدم
ان خواب را که ز بیماری چشمت دیدم
فارغ از کون و مکان گشتم و بیمار شدم
امام ا ز سال 1342رهبری شاخته شده و مر جعی فرزانه بودو به ارزوی بسیاری از کسان که در کسوت رو حانیت بود رسیده بودتوجه امام به شعر و نوشته و کتاب نثر و عرفانی از تاثیر شعر و هنر و ماندگاری و جاودانگی این عرصه بود و او شخصی بود که جامعه را میشناخت و عشق را و مردم را و تاثیر همه جانبه هنر را
به کنار ساحل ادب می اییم که چون غریب و بیگانه ای محسوب می شویم من کجا میتوانم قضاوت کنم و ارزیابی کنم که خدای داند تا چه حد دستان من تهی است و تنک مایه ام و فقط غرض مختصر اشنایی بود از پیر مراد و الا ما که حیرتزده این وادی پر شگفتی هستیم
برچسب:
نویسنده: یلدا رنجبر