خرید بک لینک

دلدرد

نیم شب جوانی را دلدرد عارض شد و فریاد میکرد مادر بر سر بالینش حاضر شد و گفت چه خوردی

جوان گفت صبح نبم من هندوانه ظهر بشقابی البالو و نهار بشقابی عدس پلو و شب باغله پلو

مادر چای نبات بدو داد و گفت اگر طبع گرمت نبود هلاک بودی

انچه با خود میکنی دشمن نکرد

رحم کن بر خود ز بیماری و درد

حیف باشد دشمنانت سرخروی

دوستان ضعف و نحیف و روی زرد

کلید

شخصی با دقت و وسواس ماشین پارک نمود صبح هر چه در خانه گشت کلید نبود رفت سراغ ماشین دید انرا در ماشین گذاشته

گر تو نگهدار منی هیچ ملالی نبود

بی نظر لطقف توام هیچ حلالی نبود

من همه بر باد دهم هر چه کنی مرحمتم

حافظ هر چیز تویی گر چه مجالی نبود

جنگ ایران و عراق

در جنگ ایران و عراق راننده تانکر بنزین را در کوهستان محاصره و متوقف کردند جوانی سرو ر پوشیده ضامن گشت و نامش را گفت قاسم

گفت تو کیستی؟ گفت یتیمی بودم با مادرم اب و نان دادی و خانه خریدی حالا برو

جان ببر زین قتلگاه و معرکه

از کرم رستی میان مهلکه

نیم شب جوانی را دلدرد عارض شد و فریاد میکرد مادر بر سر بالینش حاضر شد و گفت چه خوردی

جوان گفت صبح نبم من هندوانه ظهر بشقابی البالو و نهار بشقابی عدس پلو و شب باغله پلو

مادر چای نبات بدو داد و گفت اگر طبع گرمت نبود هلاک بودی

انچه با خود میکنی دشمن نکرد

رحم کن بر خود ز بیماری و درد

حیف باشد دشمنانت سرخروی

دوستان ضعف و نحیف و روی زرد

کلید

شخصی با دقت و وسواس ماشین پارک نمود صبح هر چه در خانه گشت کلید نبود رفت سراغ ماشین دید انرا در ماشین گذاشته

گر تو نگهدار منی هیچ ملالی نبود

بی نظر لطقف توام هیچ حلالی نبود

من همه بر باد دهم هر چه کنی مرحمتم

حافظ هر چیز تویی گر چه مجالی نبود

جنگ ایران و عراق

در جنگ ایران و عراق راننده تانکر بنزین را در کوهستان محاصره و متوقف کردند جوانی سرو ر پوشیده ضامن گشت و نامش را گفت قاسم

گفت تو کیستی؟ گفت یتیمی بودم با مادرم اب و نان دادی و خانه خریدی حالا برو

جان ببر زین قتلگاه و معرکه

از کرم رستی میان مهلکه

برچسب: نویسنده: یلدا رنجبر تاريخ: سه شنبه 16 اسفند 1401 ساعت: 16:22

صفحه بندی